وقتی کسی را همه طرد کردند ، آن وقت خدا او را پناه می دهد و
می گوید:خودم تو را می خواهم.
ـ حاج اسماعیل دولابی ـ
ظاهراً می گوییم آقا می آید ، ولی در حقیقت ما به خدمت حضرت
می رویم.مابه پشت دیواردنیا رفتیم و گم شدیم ،باید از پشت دیوار
بیرون بیاییم تا ببینیم که حضرت از همان ابتدا حاضر بودند.
ـ حاج اسماعیل دولابی ـ
سلمان پشت سرحضرت علی(ع)که راه می رفت جاپای جداگانه ای
از او به بر جانمی ماند . چون پا جای پای مولا می گذاشت.دوست
اهل بیت از خود تشخیص ونظریه علی حده ندارد.
ـ حاج اسماعیل دولابی ـ
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385ساعت 7:13 بعد از ظهر  توسط چشم به راه
|
آن مکانی که مکان یاد ندارد چه مکان
درزمانی که مکان یاد ندارد چه مکان 
دل من در پی یک واژه بی خاتمه بود
اولین واژه که آمد به نظر فاطمه بود 
میلاد نورانی انسیه ی حوراء ،فاطمه زهرا (س) را خدمت
یگانه سلاله ی پاک و چشم انتظارش مهدی موعود(عج)
تبریک عرض می نماییم.
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم تیر 1385ساعت 10:26 بعد از ظهر  توسط چشم به راه
|
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385ساعت 11:9 بعد از ظهر  توسط چشم به راه
|
مردی می آید از خورشید...
هنگامی که غروب ازراه می رسدخورشید سرخی عشق رابه آسمان می بخشد
دوباره دل ها برایت تنگ می شوند
دوباره دل ها هوای حضورآشنایت رامی کنند وچشم ها ناامید از دیدنت می گریند
دوباره سرخ می شوند همچون شفق،عاشق می شوند همچون خورشید، تاریک
می شود همچون آسمان
می دانیم گریستن تنها راه جستنت نیست، اما چه کنیم که چشمان منتظرمان
فرصت پوییدن را از ما ربوده اند، در انتظارند که رخ بنمایی
کجایی ای خورشید چشمان منتظر 




(( اللٌهم عجل لولیک الفرج )) 
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم تیر 1385ساعت 6:47 بعد از ظهر  توسط چشم به راه
|

به گوشم مژده ی وصل از درو دیوار می آید
دلم هم می تپد الله ،امشب یار می آید
سپند آتش شوقم که هردم هاتفی دیگر
به گوشم می زند کان آتشین رخسار می آید
عبیر افشان نسیمی کاین چنین مدهوشم از بویش
زعطرستان آن گیسوی عنبر بار می آید
مدام از انتظار وعده ی او مضطرب بودم
ولی هرگز نبود این اضطراب،این بار می آید


(( اللٌهم عجل لولیک الفرج)) 
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 12:16 بعد از ظهر  توسط چشم به راه
|