مهربان ترین مهربان
انا المهدی٬
من موعود زمانم٬
صاحب عصر٬پرورده ی دامن نرگس و آورنده ی عدل خدا٬
قائم گیتی٬خرد هستی و ادامه ی خدایم.
من گریه های شمارا می شناسم.با انتظار شما هر شام دیدار میکنم.
از دوری ودیری با من بگویید.جز من کسی حرف شما را باور نمی کند.
جز من کیست که بداند روزگار شما چه روزگاری است؟جز من کیست
که بداند زخم شما ٬ شکوفه ی کدام غم است ؟گریه شما ٬جاری چه
اندوهی است و خنده ی شما تا کجا شکوهمند است؟
مرا باور کنید٬
من تنهایی شما هستم.
مرا بخوانیدوبخواهید.مرا تا صبح ظهور٬انتظار کشید.مرا که چون پدران
روستایی ٬با دستمالی از مهربانی به سوی شما می آیم٬با یک سبد
انار ٬یک طبق سیب ویک سینه سخن.
من شما را از گریه های شما می شناسم و شما مرا از اجابت هایم.
امسال٬باران گرسنه خاک است .ابرها دیگر نمی بارند. خورشیدبه ناز
نشسته است.بهارخرمی نمی کند .
آیاازیادبرده اندکه شماجمعه شناسان هفته ی انتظارید؟نمی دانندشما
شبها مرا به خواب می بینید؟وروزها زمین را با آهن اندوه می شکافید؟
امسال زمین رکاب نمی دهد و گریه ی انتظار٬شما را امان.
من می آیم٬
که هر سال٬بهار آمدنی است.
من می آیم٬
که سفره شما بی نان نباشد و هفته شما٬ بی جمعه.
(( اللٌهم عجل لولیک الفرج )) ![]()

