محرم آمد
محرم آمد
یکباردیگرشوروولوله ای درجهان برخاسته است،تنهاخودت واطرافیانت
را نبین ،اگرچشم دل باز کنی در سوگ نشستن جانوران وجمادات را
خواهی دید.
اما هیچ غصه ای سنگین تر از غمی که قلب نازنین آقایمان (عج) را
می آزارد نیست چرا که اگر ما مصیبت ها را از زبان راویان میشنویم ،
مولایمان (عج)به گوش خود فریادهای واعطشای طفلان را می شنود .
پس چرا مولا(عج) خون نگرید و در رنج و عذاب نباشد... ،
یا قامت رعنایش با اسارت عقیله ی بنی هاشم درهم نشکند.
آقایمان در
سوگواره ی خود بر جد بزرگوارشان
((دعای زیارت ناحیه ی مقدسه(عج) ))
میفرمایند:
پس اگر روزگار مرا از زمان تو دورداشته است ومقدرات مرا از یاریت
به تأخیرافکنده و نبودم که بادشمنانت بجنگم ،لیکن هر صبح و شام
بر تو ناله و زاری می کنم، و به جای اشک،برایت خون می گریم.
از حسرتی که برتو می خورم و تأسفی که بر رنج تو دارم و در سوز
و گداز می مانم تا زمانی که از این مصیبت و غصه و اندوه بمیرم.
گوش کن
گوش کن
گوش کن
هنوز هم صدای دردانه ی ابا عبدالله (ع) به گوش میرسد که
آشفته و زار
نشانه ی نجف را میپرسد.
(( اللٌهم عجل لولیک الفرج))![]()

